163
[رسيدن به بئر درويش پس از چهار روز]
غرض، إلى صبح يكشنبه، بيستم كه به منزل بئر درويش 1 رسيديم، پنج - شش جا هم پول گرفتند.
از آن منزلى كه اسم او وُطِر بود إلى اينجا، يك منزل بود. چهار روزه آمديم كه سه روز لنگ ما در اين بينها شد و متجاوز از ده نقطه پول گرفتند با آن نقطه كه سه روز سرگردان شديم، با آن تفصيل زياد. و از منزل وُطِر إلى اين منزل بئر درويش، هفت فرسنگ طى مسافت نمودهايم. الحمد لله راحت شديم. در واقع اين منزل، آتش بود از براى حجّاج و از ميان آتش عبور نمودند.
[93] يوم يكشنبه، بيستم، تقريباً سه ساعت به غروب مانده، از منزل بئر درويش حركت كرديم و قدرى هم ليره از ميان حجّاج جمع نمودند از جهت يك عشيره از اعراب كه در بين راه هستند.
همه جا آمديم، تقريباً نيمساعت به غروب مانده، رسيديم به كوهى كه طرفين جاده كوه بود و جاده از بين دو كوه مىگذشت؛ يكمرتبه صداى تفنگ از بالاى كوه بلند شد. قافله ايستاد؛ پول مىخواستند.
إلى نيمساعت از شب گذشته، سرگردان شديم. قدرى پول دادند، خلاص شديم، راه افتاديم. تقريباً يك ساعت و نيم از شب گذشته، يك مرتبه از بالاى كوهى صداى شليك بلند شد؛ قافله ايستادند. بعد از مدتى ديدم يك قافله از سمت مدينه مىآيد،