145
در مسير مدينه
بارى، از جدّه خارج شديم ولكن خيلى هواى جدّه گرم است و اشخاص بىانصافى دارد. در اين چند روزه توقف ما در جدّه، چند كشتى از حجاج از طرف مصر و بمبئى و بصره وارد شدند. اشياء از قبيل 1 خوراكى و غيره را در قيمت، دو مقابل نمودند. خيلى بىانصاف و بىمروّتاند و سياهچهره و كممو مىباشند.
از بشره اينها آثار وحشىگرى و بىرحمى هويدا است. در واقع، انسان بعد از ديدن اين اشخاص، مىفهمد كه پيغمبر اكرم با اين اشخاص، چهطور زندگى نموده! مسلّماً اين خبر معروفى كه در لسان و افواه است، از اخبار صحيحه است:
ما أوذى نبى مثل [ما] أوذي-[-ت] 2
شب را بعد از صرف غذا خوابيديم.
صبح يوم دوشنبه، هفتم [ذىالقعده] از خواب برخاستيم. بعد از صرف چايى، رفتيم [74] به اتفاق آقاى داداش منزل رفقاى رشتىهاى. به واسطه كدورتى كه ديروز بين ايشان آمده بود، مىخواستند فصل نمايند؛ رفتيم شايد وصل نماييم.