104سمت بصره، ولى اين بيابان كه امروز به نظر مىرسد، قراء و آبادى إلى سموات فى الجمله در اطراف جاده مىباشد و از سموات [36] إلى بصره، قراء و آبادى خيلى كم است؛ يعنى از ماشين كمتر ديده مىشود.
امروز همه را در سيريم، ولى آستان سيدهاى زيادى در بين راه واقع است كه شمندفر توقفش در آستان سيدها زياد است. شب شد، باز هم در سيريم.
صبح [يوم جمعه،] چهاردهم [رمضان]، تقريباً دو ساعت از آفتاب گذشته، به بصره رسيديم و از ابتداى رفتن ما در ميان ماشين إلى زمان بيرون آمدن، بيست [و] هفت ساعت الا ربع شد و تقريباً و از قرار تحقيق، از حلّه إلى بصره پنجاه يا شصت فرسنگ مىباشد، على اختلاف 1 الاقوال.
از ماشينخانه بيرون آمديم؛ دو عدد درشكه كرايه نموديم إلى عشّار 2 بصره كه يك شهر كوچكى است در كنار شطّ و تقريباً به خود بصره نيمفرسنگ مسافت دارد. آمديم و از ماشينخانه هم إلى عشّار، نيمفرسنگ چيزى كم مسافت دارد و از ميان خيابان و جاده شوسه كه دولت انگريزى 3 ساخته عبور نموديم و در وسط راهها، تمام قير ريختهاند.
و ماشينخانه بصره بسيار بزرگ است و اداره قشونى زيادى هم وصل به ماشينخانه، ولى متفرق ساختهاند و در اطراف جاده إلى عشّار و شهر، نخلستانهاى زيادى مىباشد.