94دارد. اين است كه گاه در ترازوى اسلام، وزنه حج بر نماز و روزه سنگينى مىكند و با فضيلتتر بهشمار مىرود. 1
در جهان اسلام، تقويت دين و پيوند مسلمانان، به حج بستگى دارد. 2 كعبه، نماد و مظهر اسلام است. 3 دين جهانى اسلام، تا آنجا ماندگار است كه حج ماندگار باشد. 4 خداوند متعال تا آنجا مسلمانان را مهلت مىدهد كه حجرَوى و مناسك حج را ترك نكنند و خانه خدا را خالى نگذارند. 5
حج، جداى از آثار جهانى، آثار مادى و معنوى ويژهاى را هم در انسان پديدار مىكند:
- حج پذيرفته شده در پيشگاه خداوند، پاداشى جز بهشت ندارد. 6
- حجگزار، از گناه پاك مىشود، همانند روزى كه از مادر متولد شده است. 7
- هر مالى و نعمتى را پاسخگويى لازم است، مگر هزينه كردنى كه در راه جهاد براى خدا و زيارت كعبه انجام گرفته باشد. 8
- حج مايه سلامتى بدن، افزايش درآمد و شايستگى در ايمان خواهد بود. 9
- آنكه حج واجب انجام دهد، آزادى از آتش جهنم پاداش اوست و اگر دوباره رود، تا پايان عمر سعادتمند خواهد زيست و اگر سهباره پشت سرِ هم حج كند، همانند كسى است كه هرساله به حج رود. 10
- چنين كسى ديگر روى فقر و تهيدستى نخواهد ديد. 11
حج، در عمر انسان بالغ و عاقل، بيش از يكبار واجب نيست؛ اما از چنان اهميتى برخوردار است كه در سفارش پيشوايان اسلام مىخوانيم: «اگر مىتوانيد در زندگيتان به نان و نمك قناعت كرده و ساليانه به حج رويد، چنين كنيد!»
گاه فقيهان قديم شيعه، حجرَوى را در روايات رسيده، بهقدرى عميق يافتهاند كه به واجب بودن همهساله آن فتوا دادهاند 12؛ زيرا علاوه بر تأكيدهاى فراوان براى رفتن به حج، از كسانى هم كه با وجود استطاعت، به حج نمىروند، كافر نام برده مىشود. 13