86عدهاى ديگر اضمار در روايت را مضر ندانستهاند. 1 به نظر مىرسد كه مراد از يونس، عندالاطلاق، يونسبن عبدالرحمان باشد و جلالت امر وى، حاكى از روايت باواسطه يا بىواسطه از معصوم(ع) است. 2 از طرف ديگر، چون وى از اصحاب اجماع است، مطابق مبناى مشهور، روايتش معتبر است؛ هرچند وثاقت مروىعنه اثبات نگردد. بنابراين ارسال روايت نيز ضررى به حجيت آن نمىزند.
بررسى دلالى
از جهت دلالى، با توجه بر حصر مستفاد از روايت و مفهوم داشتن حصر، روايت به خوبى در انحصار طواف نساء در حج، و نفى آن در عمره، اعم از مفرده و تمتع، ظهور دارد. 3
برخى احتمال دادهاند كه مراد از تعبير حاج، معتمر نيز باشد. 4 اما چنين احتمالى پذيرفتنى نيست. فقهاى ديگرى نيز احتمال حصر اضافى بودن روايت را مطرح نمودهاند. 5 مرحوم آقاى خويى مىنويسد: « والجواب أولًا: ما تقدم من إمكان كون الحص-ر إضافياً بالنسبة إلى عمرة التمتع ». 6 اين احتمال، گرچه قابل پذيرش است، ولى صدمهاى به ظهور اوليه روايت نخواهد زد. بله، در بحث جمع بين روايات، در صورت ترجيح دسته اول، اين احتمال محمل خوبى است تا روايت