83
بررسى دلالى
دلالت روايت بر عدم وجوب طواف نساء روشن است؛ چراكه در عداد اعمال عمره مفرده، ذكرى از طواف نساء نشده است. گرچه دو احتمال پيش گفته در اين روايت نيز مطرح مىشود، ولى با توجه به اينكه به جزئيات بيشترى در اين روايت پرداخته شده، شايد ظهور اين روايت در نفى طواف نساء از دو روايت قبل، روشنتر باشد. ولى ذكر نكردن تقصير يا حلق كه از واجبات عمره است، اين ظهور را تضعيف مىنمايد. 1
البته برخى در اين روايت نيز احتمال دادهاند مراد از طاف، هر نوع طوافى باشد كه بر معتمر واجب است كه شامل طواف نساء مىشود. 2 ولى قبلاً بيان شد كه اين احتمال بعيد است و پذيرفتنى نمىباشد. 3
روايت چهارم: روايت ابوخالد
مُحَمدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِي بْنِ مُحَمدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي خَالِدٍ مَوْلَى عَلِي بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) عَنْ مُفْرِدِ الْعُمْرَةِ عَلَيْهِ طَوَافُ النسَاءِ فَقَالَ لَيْسَ عَلَيْهِ طَوَافُ النسَاءِ. 4
ابوخالد مىگويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم: «آيا بر كسى كه عمره مفرده انجام مىدهد طواف نساء واجب است»؟ حضرت فرمود: «بر او طواف نساء واجب نيست».