91او اجازه خواست و او تا زمانى كه پاسخ يزيد را دريافت نكرد، اهلبيت را به شام نفرستاد كه البته اين كار بيست روز يا بيشتر طول كشيد. همچنين گزارش شده است، هنگامى كه اهلبيت(عليهم السلام) را به شام بردند، آنان يك ماه در جايى بودند كه از گرما و سرما مصون نبودند و صورت جريان، آن است كه آنان پس از اربعين به عراق يا به مدينه رسيدند. اما با توجه عبور آنان از كربلا، زمان بازگشت ممكن است، اما در روز بيستم صفر نبوده است؛ چراكه آنان طبق آنچه روايت شده است، جابر بن عبدالله انصارى را ملاقات كردند و اگر جابر براى زيارت از حجاز آمده باشد، رسيدن خبر به او و آمدنش به كربلا، نيازمند بيش از چهل روز است. 1
چنانكه ملاحظه مىشود، ابن طاووس اصل آمدن اهلبيت(عليهم السلام) به كربلا را نه در كتاب لهوف و نه در كتاب اقبال نفى نمىكند، همچنان كه عبارت اخير سيد در اقبال، قرينه واضح بر آن است كه وى در كتاب لهوف نيز حكم به ورود اهلبيت(عليهم السلام) در اربعين (چنانكه به وى نسبت دادهاند) را نداده است؛ چراكه اگر وى چنين ديدگاهى داشت، در كتاب اقبال كه سالها بعد از لهوف تأليف شده است، بيان مىكرد كه من از گفته خود در كتاب لهوف برگشتهام و نظر نهايى من در اين باره آن چيزى است كه اكنون مىگويم. بنابراين ابن طاووس و ابن نما، از منكران ورود اهلبيت(عليهم السلام) به كربلا در روز بيستم صفر سال 61 هستند.
2. علامه مجلسى (1111ه .ق) نيز از منكران ورود خاندان امام حسين(ع) به كربلا در روز اربعين است؛ وى در اين باره نوشته است:
در اخبار، علت استحباب زيارت اربعين بيان نشده است. مشهور اصحاب، علت استحباب را بازگشت اهلبيت حسين(ع) در آن روز (بيستم صفر) به