82با آنان دشتى پيموديم و نه از بلندى و كوه، بالا رفتيم و نه شمشير زديم، اما اينان سر از پيكرهايشان جدا شد، فرزندانشان يتيم گشتند و همسرانشان بيوه شدند؟»
جابر گفت: «اى عطيه! از حبيبم رسول خدا(ص) شنيدم كه مىفرمود: هر كس گروهى را دوست دارد، در عمل آنان شريك است. سوگند به آن كه محمد(ص) را به حق به پيامبرى فرستاد، نيت من و نيت يارانم، همان است كه حسين(ع) و اصحابش داشتند؛ مرا به سوى خانههاى كوفيان ببر».
چون مقدارى راه رفتيم، به من گفت: «اى عطيه! به تو وصيتى بكنم؟ گمان نكنم پس از اين سفر، ديگر تو را بينم؛ دوستدار خاندان محمد(ص) را دوست بدار تا وقتى كه دوستى باقى است و دشمن خاندان محمد(ص) را تا زمانى كه دشمن است، دشمن بدار؛ هرچند اهل نماز و روزه بسيار باشد. با دوستدار آل محمد (ص) مدارا كن؛ او هر چند به سبب گناهانش بلغزد، اما گام ديگرش با محبت اين خاندان ثابت مىماند. دوستدار آل محمد(ص) به بهشت مىرود و دشمنانشان به دوزخ». 1