137بادية الشام بود، آن حضرت بايد از سختىهاى راه همچون تشنگى و گرسنگى طفلان اباعبدالله(ع) يا دستكم آزارهاى مأموران شكايت مىكرد؛ اما زينب(عليها السلام) از مسير حركت كاروان و قرار گرفتن در معرض ديد مردمان شكايت كرد و به چيز ديگرى اشاره نكرد كه اين، خود دليلى بر حركت از مسيرى همچون مسير سلطانى است، نه مسير بادية الشام.
مسير سوم: راه سوم كه به نظر مىرسد بيش از هر راه ديگرى احتمال دارد مسير كاروان اسيران از كوفه به شام بوده باشد، مسير متعارف و مرسوم بين كوفه تا شام بود؛ يعنى مسيرى كه از ساحل غربى رود فرات و از شهرهايى چون انبار، هيت، قرقيسيا، رقه و منطقه صفين مىگذشت.
ويژگىهاى اين مسير آن است كه اولاً، مسيرى متعارف و مرسوم بين كوفه و شام بود و ثانياً، نه آن قدر طولانى بود كه اشكال مسير سلطانى به آن وارد باشد و نه مسيرى كويرى و خشك و سوزان بود كه همچون مسير باديةالشام، متروكه باشد و تنها در مواقع بحرانى و اضطرارى، آن هم از سوى افرادى متبحر و مجهز يا بومى كه به آن منطقه آشنا هستند، پيموده شود.
اين مسير، همان مسيرى بود كه لشكريان اميرمؤمنان(ع) براى جنگ با معاويه آن را پيمودند 1 و در زمان امام حسن مجتبى(ع) نيز، لشكريان معاويه از شام تا مسكن (محل برخورد سپاهش با سپاه امام حسن(ع)) از آن عبور كردند.
البته مشاهده نقشه منطقه و هر سه راه موجود بين كوفه و دمشق، براى هر بينندهاى اعتقاد جزمى حاصل مىكند كه تنها پيمودن اين مسير، منطقى و معقول بوده است؛ زيرا انتخاب مسير سلطانى و رفتن به تكريت، موصل و نصيبين، همانند آن است كه لقمهاى را از دور گردن چرخانده، به دهان برسانيم و انتخاب