288خدايا! آيا مىتوانيم پيش از رسيدن عذاب، براى هميشه به تو پناه آوريم؟ خدايا! آيا مىتوانيم از بار سنگين گناهانى كه بر دوش داريم، رهايى پيدا كنيم.
خدايا! آيا مىتوانيم باور كنيم كه هميشه و در همه لحظهها به تو محتاج هستيم و اين احتياج هميشگى را درك كنيم؟ آيا مىتوانيم در اين دنياى پر هياهو باور كنيم بندهات هستيم؟
در اين همه لطف حضرت دوست، مستغرق هستم كه صداى مداح را مىشنوم:
«زنم فرياد تا مردم بدانند
بر اين آلوده اينجا راه دادند»
سفره ميهمانى رسولالله(ص) در حال جمع شدن است. همه حاضران ميهمان هستند. سخن از كلام اميرمؤمنان(ع) است كه بزرگ امام اين جمعيت است؛ امام كه گفتوگويش با خداوند، هماينك ورد زبان اين مردم است؛ كلامىكه مانند آن در هيچ فرهنگ و دين و فرقهاى يافت نمىشود.
سرا پا ناله و فرياد و سوز و آه دردم من
آه وداع از سينه ميهمانهاى پيامبر(ص) برمىخيزد. همه به ياد حضرت زينب(س) و امكلثوم(س) در پى جنازه مادر هستند. خداحافظى همراه با احترام زينب(س) در مدينه، هنگام رفتن از مدينه و روزى كه زينب با جنازه امام حسين(ع) و شهداى كربلا خداحافظى مىكند و تنهايى او، وداع آتشين و غربت در ميان دشمنان بىرحم و بىعاطفه، با جمعى زن و كودك زخمى و آسيبديده و اسير در دست دشمن اموى نيز يادآور مىشود.