152
جمعه چهاردهم آبان 1389؛ بيست و هشتم ذىقعده 1431
حضور در خط مقدم؛ يعنى بقيع
قبرستان بقيع كه هر روز پس از نماز صبح، درهايش به روى مشتاقانش باز مىشود، امروز صبح حال و هواى ديگرى داشت. بسيارى از زائران شيعه عربزبان، به جمع زيارتكنندگان بقيع پيوسته بودند؛ زائرانى كه مبلغان وهابى چندان نمىتوانند با آنها دهن به دهن شوند.
فضاى بقيع به شدت امنيتى است؛ اما اين فضا امروز صبح با آمدن جمع بسيارى از زائران شيعه عرب دگرگون شد. شيعيان عربى كه اجازه سخن گفتن به اصحاب امر به معروف را نمىدهند و ميدان را از آنها گرفتهاند، شروع به خواندن انواع زيارتها كردند. صداى زيارت «عاشورا» و «وارث»، به صورت دستهجمعى و آرام در فضاى بقيع، بدون اجازه دادن و دامن زدن به هيچ تنشى، مىپيچد.
اينجا با تأسف خط مقدم برخورد يك طرفه وهابيت با تمامى فِرَق اسلامى شده است و علاوه بر اينكه آزاردهندهترين صحنههاى فيزيكى و ضد اخلاقىترين رفتارهاى فيزيكى مشاهده مىشود، يكى از توهين آميزترين شيوههاى تبليغى دينى هم جريان دارد.
با يكى از همسفران سال 1383 به نام آقاى «فلاح» روبهرو مىشوم. نمىدانم چه مسئوليتى بر عهده دارد. به هم دست مىدهيم و سوار اتوبوس مىشويم. اتوبوس حركت