148
پادگانهاى شبه مدرسه
در راه كه مىآمدم، جمعى پاكستانى را مىبينم كه يك روحانى بسيار خوشتيپ، با عمامه ايرانى و دشداشه عربى همراه آنهاست كه آسانسور در حال بسته شدن را برايم نگه مىدارد و با لهجه پاكستانى، به فارسى مىگويد: «براى مراسم دعا در بقيع دعوت شديد».
متوجه مىشوم كه پاكستانى است، ولى هيئت ايرانى دارد مىگويد: «براى شركت در مراسم دعا، امشب لباس ايرانى پوشيدم تا مانع ورودم نشوند؛ چون با لباس پاكستانى اجازه ورود به محوطه دعا را نمىدهند». در بين راه، با او گفتوگو مىكنم.
در مورد حوزههاى علميه شيعه در پاكستان مىگويد: «تعداد طلاب آنها بسيار كم است؛ چراكه حساسيت بسيارى در جذب طلبه شيعه وجود دارد. اما در حوزههاى منسوب به وهابيت، جمعيت مدارس آنها 10 الى 15 هزار نفرى است».
به ايشان گفتم آنها عالم نمىخواهند؛ آنها سرباز و فداكار مىخواهند؛ چون آنچه شما مىگوييد، پادگان است، نه مدرسه. احساس مىكنم آنچه در مورد وهابيت و تربيت نيروى گسترده انسانى با دانش محدود ذهنى گفتهام، شواهد بسيارى مىيابد.
همراه اين طلبه پاكستانى كه بسيار هم تعصب و غيرت دارد، از مسير امنيتى پليس عبور مىكنم و در جايگاه مىنشينم. آيتالله بوشهرى هم با صفا و صميميت مرا در كنار خود مىپذيرد. براى نوشتنِ گزارش از وضعيت دعاى كميل، بايد به هر سو سرك بكشم كم كم افراد از بعثههاى علما، مىآيند. جايگاه جانبازان ويلچرى كه كسى نمىداند چه رنجى از نشستن بر روى آن مىكشند هم پيش روى ماست.
روى ديوار بقيع و بالاى سر جمعيت سربازان و عكسبرداران سعودى ايستاده بودند. حجت الاسلام و المسلمين قاضى عسكر هم آمده است. در گوشه و كنار، شخصيتهاى سياسى و دينى مانند ديگران و بدون هيچ تفاوت و تبعيضى نشستهاند.
آقاى شريعتمدار مترجم رسمى بعثه، آغاز دعاى كميل را اعلام مىكند.