73
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِله رَبِّ الْعَالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ. 1
من به دور از انحراف و با قلبى حقگرا همه وجودم را بهسوى كسى كه آسمانها و زمين را آفريد، و داناى نهان و آشكار است، متوجه كردم و از مشركان نيستم. مسلماً نماز و عبادتم و زندگىكردن و مرگم براى خدا پروردگار جهانيان است. او بىشريك است و من بدان مأمورم و من از تسليم شدگانم.
مفاد جملات فوق، همان درس توحيدى است كه ابراهيم(ع) نيز مأمور بود مردم را با آن گرايشها تربيت كند. در آيات قرآن مىبينيم كه آن حضرت بعد از اعلام پوشالى بودن باورهاى ستارهپرستان، فرمود:
(إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ) (انعام: 79)
من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده است؛ من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم!
منظور از دين در اين آيه، مجموع عقايد اسلامى است و فطرت، در واقع تفسير براى دين است. ازاينرو انبياى الهى با هدف تربيت دينى مردم، آنان را با اصول و كليات دين (اصول اعتقادى، ارزشهاى اخلاقى، احكام عملى) كه به تمام معنا مطابق با فطرت