70ذات (جلب منفعت و دفع ضرر)، ميل به خير و فضيلت، تقديس و پرستش موجود برتر و... . 1
اين تمايلات درونى را امور فطرى مىنامند. ازمنظر قرآن، ديندارى و گرايشهاى معنوى (كه باور توحيدى يكى از آنهاست) امورى فطرى محسوب مىشوند.
(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ) (روم: 30)
پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست... .
به سبب وجود اين گرايشها و جاذبههاى درونى است كه انسان، همواره تا رسيدن به مقصود واقعى خود در تكاپوست و از حركت باز نمىايستد! بهگفته لسانالغيب حافظ شيرازى:
در اندرون من خسته دل ندانم كيست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
آنچه با عنوان «شكايت نى از جدايىها» در شعر مولوى مطرح شده 2، درواقع بيان اين حقيقت است كه انسان، مَبدئى دارد و