260به خدا و تقرب به پروردگار است.
دريغ كه اين سفر تمام شود و اين فرصت بگذرد و كارى نكنى كه خدا را از خويش راضى سازى! زيرا اين مناسك، عامل به آن را براى زيارت كعبه حقيقى، مستعد و مهيّا مىكند كه خداى تعالى درباره آن فرمود:
«لا يَسَعُني ارْضي وسَمائي بَلْ يَسَعُني قَلبُ عَبدي المؤمنِ» 1؛ «زمين و آسمان قابل جاگرفتن من نيست، بلكه جاى من دل بنده باايمان من است».
اين مناسك، پديد آورنده معرفت نفسى است كه در آن معرفت رب، مندرج است.... 2
سالك عارف مرحوم بهارى همدانى(رحمه الله) نوشته است:
بدان، غرض از تشريع اين عمل شريف، رسيدن به درجه دوستى و انس با خداست و رسيدن به اين دو غرض، جز با تصفيه و پاك نمودن قلب ممكن نمىباشد و آن هم ممكن نيست مگر با نگهداشتن نفس از هواهاى نفسانى و بريدن از دنياى پست و افكندنِ نفس بر مشقتها و سختىهاى عبادات ظاهرى و باطنى... .بدان كه سفر حج، بر مثال سفر آخرت نهادند و هرچه در سفر آخرت پيش آيد، از احوال و اهوال مرگ در رستاخيز، نمود كار آن در اين سفر پديد كردند تا دانايان و زيركان چون اين سفر پيش گيرند، به هرچه رسند و هرچه كنند، منازل و مقامات آن راه آخرت ياد كنند و عبرت گيرند كه صعبتر است و عظيمتر. 3