235هستند؟ آنها كه سعى و فعاليتشان در مسير زندگى به راه خطا افتاده، در ضلالت و گمراهى جلو مىروند، و درعينحال چنين مىپندارند كه كار نيك انجام مىدهند و به راه صواب مىروند!
مردم عصر جاهلى كه در موسم حج به مكه مىآمدند، بعد از مراسم «عبادى!» و وقوف در مشاعر عظيم الهى، همه با همان جهالت فكرى و آلودگى روحى و اخلاقى كه آمده بودند، باز مىگشتند. آنها نه معرفتى به دست آورده بودند و نه رذيلتى را به فضيلت تبديل كرده بودند، بلكه همان موجودات جاهلالقلب فاسدالاخلاق قبيحالاعمالِ قبل از حج بودند كه به شهر و ديار خود برمىگشتند.
خداى تباركوتعالى براى توجهدادن آنان به وظيفه دينى و دورساختنشان از ادامه سنت جاهلانه فرمود:
(فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً)
(بقره: 200)
بعد از اينكه از اعمال حج فارغ شديد، آنچنان به ياد خدا باشيد كه گويى به ياد پدرانتان هستيد و بلكه بيش از اين مقدار، خدا را ياد كنيد.
يعنى آن مقدار كه به ياد پدران خود هستيد و به آنها مىباليد و اين انتساب را مايه افتخار و مباهات خود مىدانيد، چرا به ياد خدايتان نيستيد؟ آيا نمىپنداريد كه سرچشمه تمام آنچه كه پدران داشتند و دارند، خداوند است؟
بنابراين، آيا توجه به خداوند، بايد دلهاى شما را پر كند و بر