201
سرگذشت اين سنگ قبر
اين بود گفتار رسول خدا(ص) در مورد عثمان بن مظعون و اين بود عملكرد آن حضرت در مراسم تدفين وى و نصب نمودن سنگ قبر بر روى قبر او تا علامتى بر آن قبر باشد و آيندگان آن را بشناسند و نسبت به صاحبش عرض ادب و احترام نمايند و خاطره او را به عنوان سرمشق، زنده بدارند.
و اين قطعه سنگ تا دوران خلافت معاوية بن ابىسفيان بر روى اين قبر قرار داشت و صحابه رسول خدا(ص) و مسلمانان طبق دستور و ارشاد رسول خدا(ص) به وسيله اين علامت، قبر ابن مظعون را مىشناختند و مانند خود آن حضرت به زيارتش مىشتافتند؛ ولى در دوران معاويه كه مروان بن حكم امارت مدينه را به دست گرفت، دستور داد اين علامت و اين قطعه سنگ را از قبر عثمان بن مظعون برداشتند و بر روى قبر عثمانبن عفان نصب نمودند. مروان مىگفت: «والله لايكون على قبر عثمان بن مظعون حجر يعرف به»؛ «بخدا سوگند براى من قابل قبول نيست كه بر قبر عثمان بن مظعون علامتى باشد و با آن شناخته شود».
اين عمل از نظر افكار عمومى آنچنان زننده و مورد اعتراض بود كه افراد سرشناس از بنىاميه نيز اظهار مخالفت نمودند و به مروان گفتند: «چرا قطعه سنگى را كه با دست رسول خدا(ص) نصب شده بود، بهجاى ديگر منتقل نمودى»؛ ولى مروان به اين اعتراضها توجهى نكرد و در پاسخ آنان گفت: عثمان فعثمان! چه فرق مىكند آن عثمان يا اين عثمان و گاهى چنين گفت: «اما والله اذ رميت فلا يرد» به خدا سوگند پس از اين تغيير مكان قابل برگشت نيست. 1
ابراهيم از تولد تا وفات
اين بود اجمالى از تاريخ زندگى عثمان بن مظعون و نكات برجستهاى از زهد و عبادت و مبارزه و استقامت او در برابر كفر و شرك و همچنين نكاتى درباره مرگ و