99اينها همه در كنار اين آيات 26 تا28 سوره زخرف قرار مىگيرد كه مىفرمايد:
(وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَرٰاءٌ مِمّٰا تَعْبُدُونَ* إِلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ* وَ جَعَلَهٰا كَلِمَةً بٰاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ)
و به خاطر بياور هنگامى را كه ابراهيم(ع) به پدرش [عمويش آزر] و قومش گفت: من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم * مگر آن كسى كه مرا آفريده، كه او هدايتم خواهد كرد * او كلمه توحيد را كلمه پايندهاى در نسلهاى بعد از خود قرار داد؛ شايد به سوى خدا باز گردند.
خداوند آن را سخن جاويدانى در فرزندان و نسلش - كه حتى لحظهاى نيز به خدا شرك نورزيدند - قرار داد و در نسلش امتى موحد و مسلمان قرار داد كه از ويژگىهاى خاصى براى امامت و خلافت الهى برخوردار باشند. اين امامت در نسل او باقى است تا دلهاى مردم به ايشان ميل و سوق پيدا كند.
اين همان دعاى ابراهيم خليل و اسماعيل ذبيح(عليهما السلام) است كه از خدا خواستند تا در فرزندانشان، امتى مسلمان و خداپرست قرار داده و امامت را نيز در نسلشان جاويدان كند. از اين مطلب، آشكار مىشود كه بايد مجموع آيات را با هم ديد و در مقام تبيين حقيقت حج و اهداف آن، نمىتوان آنها را از يكديگر جدا كرد. كعبه نيز مركزيتى را كه بهدست آورده به خاطر محبت اين نسل است. «تهوى اليهم» در آيه، به معناى ولايت ايشان و راه رسيدن به معارف دين است.
(فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ) ؛ «تو دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز».
اين درخواستى از جانب ابراهيم(ع) است تا خدا قلبهاى مردم را متوجه ايشان كند، نه متوجه كعبه، چراكه اگر مرادش بيت بود، ضمير «إليه»، مفرد مىآمد و امام باقر(ع) نيز در برهان پيشگفته به همين مطلب اشاره فرمود: «همانا مردم امر شدند تا دور اين سنگها بگردند و سپس نزد ما آيند و ولايتشان را به ما اعلام كنند. اين همان هدف اصلى طواف و ساير عبادتهاست».