40ابن نوح 1 و كشى 2(رحمهم الله) مشخص مىشود وى در اعلى درجه وثاقت بوده است. در فرض تعارض توثيقات و تضعيفات، توثيق مقدم است؛ زيرا بيشتر تضعيفات ابن وليد و شيخ صدوق(رحمهما الله) به خاطر غلوّ و نقل روايات فضائل اهلبيت(عليهم السلام) بوده و در مورد ما نيز به احتمال قوى چنين بوده است. بنابراين تضعيفات حجّيتى ندارد و وثاقت ثابت است. 3
در مورد عمربن حنظله نيز بايد بگوييم: هرچند نام ايشان تنها در كتاب رجال طوسى، در اصحاب امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)، آمده و توثيقى براى وى مطرح نشده 4، اما با توجه به روايت يزيدبن خليفه در مورد عمربن حنظله 5 و نقل صفوانبن يحيى از ايشان، 6 وثاقت او ثابت مىشود. بنابراين روايت از نظر سندى نه تنها مقبوله، بلكه معتبر است.
بررسى دلالت روايت
براى استدلال به اين روايت، تقاريب متعددى مطرح شده است؛ 7اما جهت حفظ اختصار تنها به ذكر تقريبى كه خالى از اشكال به نظر مىرسد، بسنده مىكنيم.