212همانطور كه قبلاً هم گفتيم، وظيفه ايجاد فضاى مناسب براى انجام واجبات دينى بر عهده ولى فقيه، به عنوان حاكم جامعه اسلامى، است:
(الَّذِينَ إِنْ مَكَّنّٰاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ آتَوُا الزَّكٰاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلّٰهِ عٰاقِبَةُ الْأُمُورِ) (حج: 41)
همان كسانى كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مىدارند و زكات مىدهند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند. و پايان همه كارها از آن خداست.
از جمله شعائر و واجبات دينى، فريضه مهم حج است كه مىبايست حاكم اسلامى، با استفاده از تمامى ظرفيتها، زمينه انجام آن را به بهترين نحو فراهم كند.
در زمان ما كه تمام سازوكار حج زير نظر حكومت اسلامى است، وقتى كسى، به هر دليل، حجش باطل مىشود و انجام حج در سال آينده بر عهده او مىآيد، حاكم اسلامى بايد شرايطى را فراهم كند كه وى سال آينده بتواند به حج مشرف شود و قضاى آن را بهجا آورد.
علاوه بر اين، يكى از احكام الزامى اسلام، امر به معروف و نهى از منكر است، كه بنابر مدلول آيه فوق، يكى از مهمترين وظايف حاكم اسلامى به شمار مىرود، كه مطابق روايات، اگر امر و نهى ترك شود، آرام آرام در انظار مردم، معروف به منكر و منكر به معروف تبديل مىشود 1 و اگر كسى كه امر و نهى را ترك مىكند، حاكم اسلامى باشد، سكوت او هم اهانت به احكام اسلام است و هم تأييد گناه و هم مردم را در تضادى ميان ادعا و عمل، به حاكم و حكومت اسلامى بدبين مىكند.
خلاصه آنكه حاكم اسلامى مسئوليت زمينهسازى تحقق همه احكام اسلام را دارد؛ چه