211به عنوان حج اصيل قلمداد مىشود؛ از اين رو نايب بايد قضاى آن را از جانب خود بهجا آورد. در اين صورت، هرگاه حج نيابتى طبق قرارداد، مقيد به همان سال بوده باشد، قرارداد اجاره خودبهخود فسخ مىشود؛ اما چنانچه حج نيابتى مطلق بوده، قرارداد اجاره منفسخ نمىشود و نائب بايد پس از قضاى حج فاسد شده، حج ديگرى هم از جانب منوبعنه بهجا آورد. 1 البته برخى از فقها، در صورت مطلق بودن نيابت، اداى يكبار حج قضا را كافى دانسته، و در صورت مقيد بودن، بر پايه اين نظر كه حج نخست حجةالاسلام محسوب مىشود، گفتهاند كه با اتمام حج نيابتى فاسد شده، ذمه منوبعنه فارغ مىشود؛ از اين رو قرارداد اجاره باطل نمىشود؛ هرچند يك حج قضا، به عنوان عقوبت، برعهده نائب باقى مىماند. 2
برخى از فقها، به استناد برخى احاديث، برآناند كه در هر صورت، چه نيابت مقيد باشد و چه مطلق، بهجا آوردن يك حج قضا كافى است و موجب برائت ذمه منوب عنه و نيز استحقاق اجرت براى اجير مىشود. 3
گفتار دوم: وظيفه ولىفقيه در حج باطل
اگر حج كسى باطل شده است - مثلاً به وقوفين نرسيده يا اركان را ترك كرده است - وظيفه حاكم اسلامى در قبال او چيست؟ آيا مىبايست حاكم در سال آينده او را بدون نوبت به حج بفرستد؟ آيا اين كار بر حكومت اسلامى لازم است؟ آيا حكومت اسلامى مىتواند مكلف را مجبور به انجام حج در سال آينده كند؟ آيا در صورتى كه مكلف توان پرداخت هزينه حج دوباره را ندارد، حاكم مىتواند از بيتالمال هزينه او را پرداخت كند؟ و... . اينها سؤالاتى است كه بايد در اين مجال پاسخ آنها داده شود.