204ناتوانى نداشته باشد، بايد ديگرى را براى آن اجير كند. هرگاه چنين فردى پس از انجام يافتن حج نيابتى، عذر و ناتوانىاش برطرف شود، لازم است حج خود را قضا كند و اگر پيش از قضاى حج از دنيا برود، بايد از جانب او حج نيابى بهجا آورند. 1 در برابر، معدودى از فقها، 2 اساساً اداى حج از جانب شخص زنده ناتوان را واجب نشمرده و نيابت را منوط به وفات او دانستهاند؛
سه- قضاى حج مرتدِ توبه كننده: مرتدى كه توبه كند، بايد عباداتى را كه در حال ارتداد از او فوت شده، از جمله حج، قضا كند. 3 همچنين به نظر بسيارى از فقها 4 استطاعت در حال ارتداد، موجب استقرار حج است و اداى حج بر مرتد (پس از توبه كردن) واجب است؛ حتى اگر از استطاعت خارج شود. در صورت وفات او نيز بايد بازماندگان با اصل اموال وى از طرف او حج بهجا آورند. 5
هرگاه شخصى در حال اسلام حج بهجا آورد و سپس مرتد شود و مجدداً به اسلام بازگردد، حج پيشين حجةالاسلام خواهد بود و ديگر قضاى آن بر او واجب نيست؛ 6
چهار- قضاى حج نذرى: با نذر كردن حج، و ترك آن به رغم توانايى نذركننده، حج برعهده وى مستقر، و قضاى آن واجب مىگردد؛ 7
پنج - قضاى حج در صورت احصار و صدّ: به نظر مشهور فقها، 8 چنانچه احرامگزار