202نادرست نيز مىشود. 1
نكته مهم ديگر آن است كه قضاى حج - برخلاف ساير عبادات مانند نماز و روزه كه قضاى آنها وقت موسعى دارد و در هر زمان مىتواند انجام شود - وجوب فورى دارد و بايد در نخستين فرصت، يعنى ايام حج سال آينده، انجام گيرد. 2 همچنين در پارهاى منابع فقهى، واژه اعاده، كه در ساير عبادات به معناى انجام دادن مجدد عبادت در داخل وقت است، درباره حج به معناى مزبور (اداى حج در سال بعد) به كار رفته است؛ 3 همچنانكه در احاديث 4 و منابع فقهى، 5 گاه تعابيرى ديگر به كار رفته است؛ از جمله: «عليه الحج من قابل»؛ «در سال آينده حج بر عهده اوست».
از مهمترين مصاديق قضاى حج يا عمره در تاريخ اسلام، «عمرة القضاء» پيامبر اكرم(ص) در سال هفتم هجرى است. آن حضرت پس از ناتمام ماندن عمره سال ششم، به سبب جلوگيرى مشركان مكه در حُدَيبيه، در سال بعد عمره ديگرى بهجا آوردند كه به عمرةالقضاء مشهور شد؛ 6 همچنين به گزارش منابع، گاه برخى امامان(عليهم السلام)، حج يا عمره خود را قضا كردهاند؛ از جمله عمره مفرده امام حسين(ع) در زمان حيات پدر بزرگوارش، اميرمؤمنان(ع)، كه به سبب بيمارى به پايان نرسيد و آن حضرت پس از بهبودى، قضاى آن را بهجا آورد. 7