176احرام بستن براى عمره از جِعرانه، طواف را در حالت اضطباع بهجا آورد؛ 1 نيز گزارش شده كه عمربن خطاب به اجراى اين سيره نبوى پايبند بوده است. 2
از روايات برمىآيد كه حكمت تشريع رَمَل و اضطباع هنگام مناسك حج، قدرتنمايى مسلمانان در برابر مشركان قريش و نشان دادن چابكى و دليرى بوده است. 3 از اين رو، به باور فقيهان بسيارى از مذاهب، ميان استحباب اضطباع و رمل، از نظر شرايط و محدوده استحباب، ملازمه برقرار است و در هر يك از كارهاى حج كه رمل مستحب باشد، اضطباع نيز استحباب دارد. 4
پشتوانه اصلى شافعيان 5، حنبليان 6 و حنفيان 7 براى استحباب اضطباع، سيره نبوى و سخنان صحابه است. اينان به پشتوانه اين ادله، استدلال مالك را، كه براى استحباب دليلى وجود ندارد، مردود شمردهاند. 8 دليل ديگر مخالفانِ استحباب اضطباع آن است كه حكم يادشده، و نيز استحباب رمل، با توجه به حكمت تشريع آن، به دوران پيامبر(ص) اختصاص داشته و سبب آن، يعنى ضرورت اظهار قدرت در برابر مشركان، از ميان رفته است. 9
درباره گستره سنت اضطباع و اينكه آيا افزون بر طواف، شامل نماز طواف و سعى نيز مىشود يا نه، فقيهان اهل سنت اختلاف ديدگاه دارند. حنبليان و حنفيان آن را ويژه طواف دانستهاند. 10 در فقه شافعى، در اين زمينه دو ديدگاه يافت مىشود؛ برخى بدين استناد كه