138مشخص مىشود تبعيت از سلطان و حاكم مخالف جايز و مجزى است. 1
روشن است كه روايت اطلاق ندارد و براى اثبات صحت اعمالى كه با استناد به حكم حاكم انجام شده، نمىتوان به اين روايت استدلال كرد؛ چون اين روايت بيان كننده عمل خارجى امام(ع) است 2 و از جهات مختلف ساكت است و روشن نيست امام(ع) آن روز را قضا كرده يا نه. بنابراين ممكن است روايت تنها حكم تكليفى متابعت از حاكم مخالف را بيان كند و ناظر به حكم وضعى آن نباشد.
روايت دوم: صحيح محمدبن قيس
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِذَا شَهِدَ عِنْدَ الإِمَامِ شَاهِدَانِ أَنَّهُمَا رَأَيَا الْهِلالَ مُنْذُ ثَلاثِينَ يَوْماً أَمَرَ الإِمَامُ بِالإِفْطَارِ ذَلِكَ الْيَوْمَ إِذَا كَانَا شَهِدَا قَبْلَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِنْ شَهِدَا بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ أَمَرَ الْإِمَامُ بِإِفْطَارِ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ أَخَّرَ الصَّلاةَ إِلَى الْغَدِ فَصَلَّى بِهِمْ. 3
امام باقر(ع) فرمود: زمانى كه دو شاهد نزد امام شهادت دهند كه سى روز پيش هلال را ديدهاند و اين شهادت ايشان قبل از زوال شمس باشد، امام به افطار آن روز دستور مىدهد و اگر شهادت ايشان بعد از زوال باشد، امام به افطار آن روز حكم مىكند، ولى نماز را تا فردا به تأخير مىاندازد و روز بعد با ايشان نماز مىگزارد.
تقريب استدلال: همانطور كه در گفتار پيشين و در ذيل همين روايت گفتيم، مراد از لفظ «امام» در عبارت «إِذَا شَهِدَ عِنْدَ الإِمَامِ شَاهِدَانِ...» امام معصوم نيست؛ بلكه اين لفظ اطلاق دارد و شامل هر حاكمى، اعم از حاكم عدل و جور، مىشود 4 و از آنجا كه اگر اطاعت از حاكم بر مردم واجب نباشد، امر حاكم لغو خواهد بود، مشخص مىشود