119سازگار نيست. مگر آنكه گفته شود چهبسا حضرت امير(ع) روز اول ماه رمضان در مسافرت بوده و روزه نگرفته است؛ چرا كه روايت نقل فعل بوده و فعل لسان ندارد، و ممكن است ايشان از هلال ماه، با توجه به علم امامت، آگاه بوده، منتها وظيفهاى براى اعلان عمومى نداشته است. در هر حال روايت، ربطى به مدعا ندارد.
دليل پنجم: سيره عقلا يا متشرعه
اعتبار داشتن حكم حاكم از مسلمات عقلائيهاى است كه مردم در هر مذهب و ملتى، در امور دينى و عمومى خود به رئيس دين و مذهب مراجعه مىكنند. از جمله اين امور بحث اول ماه است و ردعى هم از طرف شارع وارد نشده است 1 و اصولاً با توجه به روايات فراوانى مبنى بر اينكه 2 حضرت رسول(ص) و ائمه(عليهم السلام) در زمان حكومت خود امر به ثبوت هلال مىكردند و رواياتى كه در آنها در مقام تقيه ائمه(عليهم السلام) اين حق را براى حُكّام ثابت مىدانستند و در كبراى قضيه تقيهاى وجود ندارد، مشخص مىشود اين سيره ثابت است.
ممكن است گفته شود اينكه قضات و ولات جور حكم به ثبوت هلال مىكردند، دليل نمىشود كه اين امر جزء سيره متشرعه باشد. شايد همچون ساير بدعتهايشان اين هم يكى از بدعتهايى باشد كه به دين افزودهاند و براى خود چنين منصبى قائل شدهاند 3 و اصولاً روايات مورد استشهاد، يا از حيث سند اعتبارى ندارند 4 يا از نظر