35بنىشيبه، هركه داخل شد، او حاكم شود ميان ما. در اين اثنا، حضرت رسول خدا(ص) از آن در داخل شد. گفتند: هرچه محمد امين حكم كند، راضى هستيم. پيغمبر(ص) رداى خز را از دوش مبارك برداشت و آن ردا پهن كرد و حجر را در ميان ردا گذاشت و فرمود: از هر قبيله قريش، يك نفر بيايد. چهار نفر از صناديد قريش آمدند، اطراف عبا را گرفتند، بلند كردند. پيغمبر(ص) حجر را برداشت، در جايش نصب فرمود.
مرتبه چهارم، حجرالاسود را سيد سجاد (على بن الحسين(ع)) نصب [8 پ] نمود، در زمانى كه حجاج بن يوسف خانه كعبه را بر سر عبدالله زبير خراب كرد و او را كشت، بعد خانه را تعمير كرد؛ از هر صنفى، بزرگانش آمدند كه حجرالاسود را در جايش قرار بدهند، قرار نمىگرفت تا آنكه حضرت على بن الحسين(ع) تشريف آورد، به دست مبارك حجر را برداشت، بوسيد، در مكانش گذاشت.
مرتبه پنجم، در زمان قرامطه حجر را از مكه بردند به كوفه و شكستند و حجر را هفده قسمت نمودند؛ ناخوشى در ميان قرامطه افتاد؛ دوباره ريزههاى آن را كه قسمت كرده بودند، جمع كردند، بردند به مكه معظمه. اين كيفيت در زمان غيبت كبرى بود كه امام زمان(عج) تشريف آورد، حجر را نصب فرمود.
در كتاب خرايج از ابنقولويه نقل مىكند كه استاد شيخ مفيد است، گويد كه در سال سيصد و سى و نه كه قرامطه حجرالاسود را به مكه برگردانيدند، عزم كردم به مكه بروم، ببينم آنكس كه