33و ميثاق از بندگان خود گرفت و امر فرمود حجرالاسود را كه تا آن را فرو برد، پس از اين جهت در نزد آن مىگويند «
امانتي ادّيتها و ميثاقي تعاهدته ». 1 و در وقتى كه توبه آدم[ع] قبول شد، به خداوند شكايت كرد از تنهايى؛ خداوند صورت ملك را تغيير داد، او را به صورت درّ سفيدى كرد، از آسمان انداخت به روى زمين هند، پيش حضرت آدم(ع)؛ آدم او را شناخت و او را در بغل [7 ر] گرفت، بوسيد و تجديد عهد و ميثاق كرد؛ برداشت، به دوش خود گرفت به جهت حرمت آن، از سرانديب هند آمد به مكه. هر وقت خسته مىشد، جبرئيل او را برمىداشت. چون به مكه رسيد، ملائكه به امر خداوند خانه كعبه را بنا كردند. جبرئيل به آدم[ع] گفت: اين درّه بيضا را در ركن عراقى نصب كن و مقدار مسافتى كه حالا حدّ حرم است كه حجّاج غسل مىكنند، وارد مىشوند، آن درّه روشنايى مىداد. بس كه معصيتكاران او را مس كردند، حالا رنگش تغيير كرده.
حضرت رسول(ص) در حين طواف به عايشه فرمود: «اگر دستهاى نجس اهل جاهليت مسّ حجر نكرده بود، هر مريض كه دستش به حجر مىرسيد، شفا مىيافت». «الحجر يمين الله فى ارضه» 2 به منزله دست راست خداوند است. و حجرالاسود را در سنۀ سيصد و هفده (317) هجرى كه قرامطه، مكه را قتل عام كردند، حجر را كندند، بردند به كوفه در مسجد جامع، در اسطوانه