32حجرالاسود را در اندرون خانه نشانيد و گفت [6 ر]، چون رسول خدا(ص) فرموده كه حجرالاسود از خانه كعبه است، بايد در اندرون خانه باشد و اينجا بايد نشانيد؛ بعد حجاج بن يوسف، وضع عمارت را باطل كرد و حجرالاسود را بيرون آورد؛ چنانكه رسول خدا(ص) نشانيده بود، جاى داد و خانه را مثل صورت اول يك در ساخت.
در بحار [بحارالانوار] است: چون خانه كعبه را حجّاج خراب كرد، خاك او را مردم بردند. وقتى كه مىخواست بنا كند، مارى به هم رسيد، مانع بود از بنا؛ رفت به منبر؛ چاره اين كار را از مردم خواست. شخصى از پاى منبر گفت كه از على بن الحسين(ع) چاره اين را بايد سؤال نمود. حجّاج از منبر فرود آمد. خدمت حضرت رسيد؛ كيفيت را عرض نمود. حضرت فرمود: برو به منبر؛ بگو به مردم كه هركس خاك كعبه را برده، به جاى خود برگرداند. حجّاج رفت به منبر؛ گفت به مردم، مردم هرقدر خاكى كه برده بودند، به جاى خود برگردانيدند؛ آن وقت خانه كعبه را [6 پ] بنا كرد.
مروى است كه حجرالاسود يكى از بزرگان ملائكه است كه خداوند او را در كعبه مقيم نموده و ملازم مكه است؛ مردم عوام گمان مىكنند كه سنگى سياه مىباشد كه بنّاء، آنجا گذارده. وقتى كه خداوند عهد و ميثاق مىگرفت، به جهت خدايى خود و نبوّت محمد[ص] و ولايت على(ع)، اول كسى كه اجابت كرد، ملكى بود كه حالا حجرالاسود است.
از حضرت رسول[ص] مروى است كه چون خداى تعالى عهد