99
جمعبندى
براساس مطالب ياد شده، نتيجه مباحث اين فصل در چند نكته بيان مىشود:
1. تاريخنگارى شيعه از عصر صحابه امام على(ع) و با سلمان، عبيدالله بن ابىرافع و أصبغ بن نباته آغاز شده است؛
2. اگر شيعه در تاريخنگارى پيشگام نباشد، دستكم در دانش رجال پيشگام بوده است و كتاب عبيدالله بن ابىرافع نخستين كتاب رجال در تاريخ اسلام به شمار مىرود؛
3. غالباً منابع تاريخى شيعه، به بخشهايى از تاريخ كه با ائمه و شيعه ارتباط دارد، محدود مىباشد؛
4. اشتغال شيعه به مباحثى مانند كلام، سبب غفلت شيعيان از تاريخ شده است؛
5. مباحثى مانند عصمت، در نگارش تاريخ معصومان(عليهم السلام)، اثر مهمى گذاشته است و مسايل حاشيهاى همچون فضايل و معجزات بسيار برجسته شدهاند؛
6. سده دوم و سوم در تدوين آثار اسلامى، از جمله تاريخى، دورهاى فعال و پرنشاط بود و مورخان شيعه تا پايان قرن سوم، در بيشتر زمينههاى تاريخى ورود داشتند و آثارى پديد آوردند؛
7. بيشتر آثار تاريخى شيعه در اين سه قرن، به چند مورخ بزرگ شيعه همچون ابومخنف، جلودى و هشام كلبى تعلق دارد؛
8. از ميان مورخان شيعه، فقط ابومخنف، هشام كلبى، نصر بن مزاحم و ثقفى تأثير بسزايى در آثار بعدى شيعه و سنى داشتهاند؛ ولى اهلسنت