75
1. مراحل تاريخنگارى اسلامى
روند ثبت و نگارش وقايع تاريخى در دورههاى پيشين، از جمله در تاريخ اسلام، چنين بوده است كه پس از وقوع حادثهاى، شاهدان عينى يا آگاهان از واقعه، هر كدام بنا به دريافت و سليقه خود، آن را به صورت شفاهى، نقل مىكردند. همين گزارشهاى سينهبهسينه، به نسلهاى بعد منتقل مىشد و دانشمندان آنها را مكتوب و تدوين مىكردند؛ هرچند گاهى افرادى بودند كه مشاهداتشان را مكتوب ساختهاند. 1
برخى محققان تاريخ 2 و نويسندگان تاريخ علوم اسلامى، چنين پنداشتهاند كه تدوين علوم تا نيمه دوم قرن دوم هجرى به تأخير افتاده و پيش از آن هرچه وجود داشته، به طور شفاهى رواج داشته است. 3
براى پاسخ آنان، برخى پژوهشگران حوزه تاريخ، تاريخنگارى مسلمانان را به سه مرحله تقسيم كرده و گفتهاند كه اين نويسندگان دچار خلط شده و دوره بازگشت مجدد از مكتوبات به شفاهيات در مرحله سوم را، كه براى اطمينان كامل در مرحله تدوين عام و آزمودن مكتوبات صورت گرفت، درنيافتهاند. آنان اين سه مرحله را چنين شرح مىدهند:
الف) مرحله شفاهى
در اين مرحله، گردآورندگان اخبار، مستقيماً به آگاهان و شاهدان عينى، به عنوان نخستين و اساسىترين منبع، مراجعه مىكردند و سخنان