161برخى خلفاى عباسى، به لعن معاويه و بنىاميه، كه آنان را همان شجره ملعونه در قرآن مىدانستند، روى آوردند. منابع تاريخى اتفاق نظر دارند كه شاخهاى از خلفاى بنىعباس، مانند مأمون و معتضد، اين نظر را داشتند و معتضد در سال 284ه .ق تصميم گرفت ترحم بر معاويه را ممنوع و لعن آنان را بخشنامه كند و براى اين كار، بخشنامه مأمون را از خزانه درآوردند و از روى آن، سيئات بنىاميه و به ويژه معاويه را نوشتند و قرار شد در كوچهها و بازارهاى بغداد خوانده شود؛ اما با مخالفت وزيرش «عبيدالله بن سليمان بن وهب» - كه به گفته ابنكثير، ناصبى و عثمانى مذهب بود، و على(ع) را كافر مىدانست - و با تدبير قاضى «يوسف بن يعقوب»، اين بخشنامه هرگز خوانده نشد. علت توفيق وزير و قاضى يوسف آن بود كه خليفه را قانع كردند با خواندن اين نامه، مردم به حقانيت علويان پىمىبرند و گرايش به آنان بيشتر، و مقابله با آنان دشوار خواهد شد. 1
دوم: سب صحابه اگر ناروا باشد، سب على بن ابى طالب(ع) بدترين نوع آن است؛ زيرا آن حضرت به فرموده خداوند در آيه مباهله، نفس پيغمبر(ص) است و نسل رسول خدا(ص) از صلب على(ع) ادامه يافت. پيامبر(ص) فرمود:
«ان الله جعل ذرية كل نبي في صلبه و جعل ذريتي في صلب هذا» 2 ؛ «خداوند نسل هر پيامبرى را در صلب خودش قرار داد، ولى نسل مرا