160درباره اين سخن گفتنى است:
نخست: اگر سب صحابه موجب رفض باشد، بسيارى از مسلمانان اعم از صحابه، تابعان و ديگر مسلمانان رافضى خواهند بود و نبايد شيعيان را رافضى ناميد؛ زيرا آغازگر سب و لعن معاويه بود كه به سبب كينه و دشمنى كه با اميرمؤمنان على بن ابىطالب(ع) داشت، آن حضرت را لعن مىكرد و اين سنت سيئه را او بنا نهاد و سالهاى طولانى، در قلمرو بنىاميه در سخنرانىها و نمازها بدان عمل مىشد تا اينكه عمر ابن عبدالعزيز به مخالفت با آن برخاست. در آن زمان دشمنى با آن حضرت(ع) و لعن ايشان عمل رايج جامعه مسلمانان شد و جريانى ناصبىگرى در جامعه رشد كرد. گزارشهاى بسيارى وجود دارد كه كسانى همچون «ابوعبدالله جدلى» و «عبدالرحمان بن اخى زيد بن ارقم» از كوفه، نزد امالمؤمنين، امسلمه، مىرفتند و ايشان مىفرمود:
«چه كسانى رسول خدا(ص) را سب مىكنند» آنان متعجب منكر اين كار مىشدند، ولى امسلمه مىگفت: «سب على بن ابىطالب(ع) به منزله سبالنبى(ص) است». حتى در روايتى آمده است كه نه فقط سب على، بلكه سب محبان على(ع) حكم سبالنبى(ص) را دارد. 1 اگر كوفه كه مركز محبان على(ع) بود، چنين وضعيتى داشت، روشن است وضعيت ديگر مناطق چگونه خواهد بود.
در پى اين اعمال و ظلم به اهلبيت(عليهم السلام)، برخى محبان آنان و نيز