154- نورولى در صفحه سيزده، سطر چهارم، براى تعريف تشيع به استناد سخن يكى از وهابىهاى معاصر به نام «عبدالوهاب خليل الرحمان» مطلبى آورده كه مقدمه تحقيق كتاب «رسالة فى الرد على الرافضه» مقدسى است. البته آن مطلب در منابع پيشين وجود دارد 1 و مىتوانست به آنها مراجعه كند. با توجه به ارجاعاتى كه وى به اين مقدمه تند ضدشيعى دارد، در مىيابيم او عنايت خاصى به آن داشته است. 2 همچنين در همين صفحه مطلبى را با اينكه در هيچكدام از آثار مسعودى، مورخ مشهور، نيافته، ولى به نقل خليل الرحمان در همان مقدمه، آورده است. شايسته بود او مطالبش را به منابع متقن و دست اول مستند مىساخت و عالمانه استدلال مىكرد؛ نه اينكه به مطلبى ارجاع دهد كه در منبع اصلى وجود ندارد.
- نداشتن انصاف و امانتدارى در نقل مطالب از ويژگىهاى اين نويسنده است؛ مثلاً عقيده شيعه را درباره پيدايش آن در يك جمله و بدون ذكر دلايل از دو كتاب متأخر شيعه، «اصل الشيعة واصولها»، «محمدحسين آل كاشف الغطا» و «الشيعة فى التاريخ»، «محمد حسين الزين» آورده است و پس از آن، به تفصيل از ديدگاه وهابىها آن را رد كرده است. 3 در چنين مباحثى، رسم اين است كه آنچه قرار است نقد شود، ابتدا كاملاً بىطرفانه و با استناد به منابع طرف مقابل تبيين، و سپس