153احاديث ضعيف، بىپايه و دروغين در جوامع حديثى و مجموعههاى روايى سنى است. اهلسنت منابع حديثىشان را از حيث اعتبار به رتبههاى مختلف درجهبندى كردهاند كه گواه وجود روايات صحيح و سقيم در آنهاست؛ اما اينكه شيعه احاديثى ساخته، و به منابع سنى راه يافته باشد، به راحتى اثبات شدنى نيست و لازم بود نورولى با دلايل علمى و منطقى ادعايش را ثابت مىكرد. اعتراف افرادى مانند ذهبى به اينكه نمىتوان از روايات شيعه چشمپوشى كرد، شاهد اين مطلب است كه دستكم، همه روايات شيعه جعلى نيست.
نقد مواردى از محتواى كتاب
بيشتر ادعاهاى مطرح شده در كتاب از آغاز تا پايان، شايسته بررسى و نقد است؛ زيرا وى كوشيده در حد توان در عقايد و حجتهاى تاريخى شيعه، خدشه نمايد؛ ولى افزون بر اينكه حجم نقد همه آنها چندين برابر اصل كتاب مىشود، در دستور كار اين پژوهش نيست. بنابراين براى نمونه مواردى از كتاب را بررسى مىكنيم.
براى اينكه نقد كتاب، با وجود محدودبودن به بخشهايى از آن، جامع و گوياى كل و منصفانه باشد، مقدمه، پيشگفتار و فصل اول از باب يكم، بدون گزينش موارد خاص، بررسى مىشود و همين مقدار نيز نمايانگر فضاى كلى كتاب است و عيار كتاب و نويسنده آن را مشخص مىكند؛ با اين حال هرجا نياز به شواهد و دلايل بيشتر باشد، به فصلهاى بعد نيز مراجعه مىشود: