139از ابتدا تا انتها بر اين اساس داورى كرده است. 1 وى حتى تشيع كسانى را كه از آنان نام برده، اثبات نكرده است و هر فردى به صرف اندك اتهام رجاليان سنى، شيعه انگاشته شده، تا روايات او جعلى تلقى شود.
به هيچ روى نمىتوان برخى افرادى را كه در فهرست او و در شمار راويان و مورخان شيعه قرار گرفتهاند، شيعه ناميد. اما آنان اخبارى را گزارش كردهاند كه به مذاق پيروان اين نحله خوش نمىآيد و از اين رو آنان بايد راهى براى طرد آن گزارشها بيابند. 2 نويسنده در صفحه چهار كتاب تصريح كرده است 3 كه از دو منظر وارد پژوهش خواهد شد؛ نخست از منظر ناقل روايت و دوم محتواى روايت. اما كاملاً ناشيانه هدف درونىاش را فاش كرده و همواره فقط محتواى روايت را معيار بازشناسى و ارزيابى قرارداده است. 4 او شيوه پژوهشش را چنين بيان مىكند كه