116
د) نسبتدادن افراد غيرامامى به شيعه امامى
برخى شخصيتهاى سنى متشيع و غيرامامى را كه اماميه آنان را نمىپذيرند، يا شيعيانى كه بر وثاقتشان اتفاق نيست و حتى شيعه آنان را تضعيف و گاهى به جرم انحراف و غلو لعن و حتى تكفير كرده است، مانند «عمرو بن شمر» و «سالم بن ابىحفصه» شيعه دانسته و آنان را نقد و احاديثشان را تكذيب نموده است. 1 اين روش، شيوه پسنديدهاى نيست؛ زيرا در منابع اهلسنت نيز صدها تن با اين ويژگىها وجود دارند كه با توثيق و تكذيب منابع رجالى مواجه شدهاند، اما رواياتشان در كتب اهلسنت وجود دارد و مبناى عمل قرار گرفته است. 2 حتى برخى محدثان مانند «ايوب بن عائذ»، «ثابت بن محمد بن عائذ»، «حصين بن عبدالرحمن سلمى»، «حمران بن ابان»، «عبدالرحمن بن يزيد بن جابر أزدى»، «كهمس بن النهال»، «محمد بن يزيد الحزامى» و «مقسم بن بجره» را بزرگانى چون بخارى تضعيف نموده، ولى در صحاحشان از آنان روايت نقل كردهاند. 3