94- پذيرش توحيد افعالى، به معناى فاعليت تام و فراگير خداوند؛
- پذيرش نظام علّت و معلول و جارى بودن آن در عالم؛
- امكان اجتماع دو فاعل در حوادث و افعال.
الف) جمع مبتنى بر سلسله طولى علل
نظريه علّيت طولى و اداره عالم به وسيله خداوند از طريق علّيت، مىتواند چند قرائت متفاوت داشته باشد. قرائتى كه ضمن انتساب پديدهها به علل طبيعى آنها، براساس سلسله طولى علل، آن پديدهها را به خدا نيز نسبت مىدهند، البته با اين نگاه كه استقلال علل طولى و واسطه از علت الأولى و خداوند حفظ شده باشد؛ يعنى در واقع، اين علل فقط در حدوث محتاج خداوند باشند نه در بقا، و بر همين مبنا معلول اين علتها نيز به خدا نيز نسبت داده شود. قطعاً علّيت طولى با اين نگاه به تفويض منجر مىشود و شايد بتوان اين نگاه را به برخى معتزله نسبت داد.
قرائت ديگر كه حكماى اماميه آن را مطرح كردهاند مبتنى بر نيازمندى همه ما سوىالله به خداوند هم در حدوث و هم در بقاست. با اين توضيح كه حكماى مشاء با پذيرش رابطه علّى و معلولى، خداوند تبارك و تعالى را در صدر سلسله علل مىدانند و به نحو طولى، فاعليت همه افعال را به وى منتسب مىكنند، اين فاعليت كه با واسطه به شمار مىرود، گام نخست براى جمع بين فاعليت حق در كنار حفظ سلسله وسايط است. حكماى مشاء كثرت حقيقى موجودات و تباين آنها با يكديگر را مطرح مىسازند 1 و وجود را به