92انجام شود، از دو حيث و به دو فاعل تعلق داشته باشد؛ چه آن دو فاعل خود حادث باشند، چه يكى قديم و ديگرى حادث باشد.
او در جايى ديگر مىگويد:
اعلم أن المعتمد في أن أفعالهم ليست مخلوقة لله تعالي، ولا حادثة من جهته، ما قدمناه من الدلالة علي أن تصرف زيد فعله، وأنه من جهته حدث ووقع، وان اثبات فعل من فاعلين ومقدور من قادرين محال، وان الشيء لا يقدر عليه الا علي وجه الحدوث. 1
تصرف افراد در افعالشان و واقع شدن فعل از جانب آنها و محال بودن واقع شدن يك فعل از دو فاعل و يك مقدور از دو قادر، همگى دليل بر اين است كه افعال انسانها مخلوق خدا نبوده و حادث از جانب او نيست.
با عنايت به اينكه معتزله توحيد افعالى را قبول ندارند، و حاكميت اصل علّيت در عالم را پذيرفتند و اينكه نسبت دادن يك فعل به دو فاعل را جايز نمىدانند، مىتوان گفت معتزله نياز چندانى به تبيين نوع رابطه اين دو اصل با يكديگر نمىبينند. بر همين اساس، در منابع آنها مطلبى صريح در اينباره ديده نمىشود.
در نقد اين ديدگاه بايد گفت كه اولاً صرف اينكه يك معلول مستند به علت خود باشد، باعث بىنيازى از علتى كه واجبالوجود است نمىشود و ثانياً اين احتياج از آنجا كه از حيث وجود است، لاجرم احتياج در وجود با حفظ تمام خصوصيات وجودى و ارتباطش با علل و شرايط زمانى و مكانى و غيره خواهد بود.