91
2. معتزله
بنا بر نظر مشهور درباره معتزله، آنان بر اين باور بودهاند كه خداوند اشيا را آفريد و آنها را بر افعال خويش قادر ساخت. همچنين او انسان را آفريده و او را با اختيار خويش رها كرده است و در قيامت از او بازخواست مىكند. پس نهتنها انسان، بلكه همه اشيا در كارهاى خود استقلال دارند و اين، همان قول به تفويض است. آنان براي تنزيه خدا و نسبت ندادن گناهان و افعال زشت - مانند ظلم - به خدا، علل و اسباب را در تأثير مستقل دانسته و بر اين باورند كه ممكنات، فقط در ذات خويش به خدا محتاجاند و در فعل استقلال دارند. بدين سان معتزله، تأثير را به علل و اسباب وا ميگذارند؛ به عبارت ديگر، آنان معتقد به صدور افعال از انسان و تأثير اجسام و طبايعاند. اما براي اين علل و فاعلها نقشي مستقل با قطع نظر از قادريت و فاعليت مطلق خداوند قائل هستند؛ مثلاً آتش فاعل مستقيم حرارت است و در اين فعل، خداوند ديگر نقشي ندارد؛ بلكه او فقط قدرت سوزاندن و ايجاد حرارت را به طبيعت آتش واگذار و تفويض كرده است.
قاضى عبدالجبار پس از نقل پارهاى از اقوال و نظرات مىگويد:
نبين أن العبد انما يقدر علي احداث الشيء وايجاده، وأن القدرة لا تتعلق بالشيء الا علي طريق الحدوث، وأنه يستحيل أن يفعل الشيء من وجهين، ويستحيل تعلق الفعل بفاعلين محدثين أو قديم ومحدث. 1
همانا عبد، قدرت به وجود آوردن چيزى را دارد و قدرت به چيزى تعلق نمىگيرد، مگر با به وجود آمدن آن، و همانا محال است فعلى