89هستى خداست. 1
ظاهراً آنها «تأثير» را مساوى «ايجاد» و «خلق» مىدانند؛ يعنى موجودى مىتواند اثرگذار باشد كه قدرت خلق و ايجاد كردن داشته باشد و از آنجا كه قدرت خلق كردن حقيقتاً منحصر به خداست؛ هيچ مخلوقى «قدرت» و در نتيجه «تأثير» ندارد.
در نقد اين ديدگاه مىتوان گفت: اين تصويرى كه اشاعره از طبيعت و رابطه بين موجودات ترسيم مىكنند، خلاف مشاهدات و وجدانيات است؛ زيرا ما به روشنى مىبينيم هر موجودى اثر و تأثير خاص خود دارد. مثلاً اين آتش است كه مىسوزاند. امروزه احدى از دانشوران تجربى در تأثير عناصر و مركبات در اجسام ديگر شك نمىكنند و براساس اعتقاد به رابطه علّى بين طبايع براى هر بيمارى دارويى خاص تجويز مىكنند.
البته در ميان اشاعره افرادى بودهاند كه از اصل علّيت طرفدارى كردهاند و در ضمن رد نظريه كسب، وجود رابطه علّى بين انسان و افعالش و همچنين تأثير طبايع و اجسام بر يكديگر را پذيرفته و قائل به وجود نظام سببيت در عالم شدهاند. 2
همچنين آنان به آياتى كه تنها خالق را خدا معرفى كرده هَلْ مِنْ خٰالِقٍ غَيْرُ اللّٰهِ 3و يا خدا را خالق همه چيز دانسته است لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ