86به وجود مىشود، از نظر ذات، صفات، اراده و فعل، بىواسطه به خدا منتسب مىدانند و بر اين باورند كه تمام اعيان و اعمال، به مقتضاى اصل عموم توحيد، بىواسطه مخلوق خدايند و اسباب، حقيقى نيستند، بلكه سببيت و علييت حقيقى، فقط ميان خداوند و معلولها برقرار است، و نسبتهايى كه ميان اشيا به نظر مىرسد، جز عادة الله يا اتفاق دائم اكثرى نيستند. آنان هر نوع ضرورت و ارتباط علّى بين دو پديده را منكر شدند و همه امور را از باب صرف تقارن و تعاقب تفسير كردند؛ البته خداوند را عامل اين تقارن و تعاقبها دانستند. 1
به عبارت ديگر، اشاعره براساس آياتى از قرآن كريم نظير ... وَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) 2 حكم بر قدرت و اراده مطلقه الهى كردند؛ به اين معنا كه قدرت حقيقى از آن خداست و مؤثر در آفرينش فقط اوست و معتقد شدند كه قدرت مخلوقات، به دليل حدوث آن شايسته ايجاد نيست. پس قدرت و اراده مطلقه او - جل جلاله - تنها علت بىواسطه پيدايش همه اشيا و امور اعم از جواهر و اعراض اوصاف و افعال است. ازاينرو آنها علل واسطه در نظام آفرينش را انكار كردند و آنچه ديگران در توالى حوادث، يكى را علت و ديگرى را معلول مىنامند، آنان «عادت الله» دانستند و گفتند:
سنت الهى بر اين جارى شده است كه برخى حوادث به دنبال برخى ديگر باشد و اسباب و عللى كه مىبينيم و آنها را دخيل در حوادث مىدانيم و افعال و حركاتى كه به افراد انسان و حيوان نسبت مىدهيم،