42علامه طباطبايى در اينباره مىگويد:
ان وجود المعلول بالنسبة الي العلة وجود رابط غير مستقل، متقوم بوجود العلة، فالموجودات الإمكانية كائنة ما كانت روابط بالنسبة الي وجود الواجب بالذات غير مستقلة منه محاطة بمعني ليس بخارج فما في الوجود الّا ذات واحدة مستقلّة به تتقوم هذه الروابط وتستقل، فالذوات وما لها من الصفات والأفعال، افعال له، فهو تعالي فاعل قريب لكل فعل وفاعله. 1
بنابراين علل وسط در اين نظام، هيچ نقشى جز معد و واسطه فيض بودن ندارند و فقط مصحح قابليت قابلاند نه فاعليت فاعل. البته اين مطالب در نخستين مراحل حكمت متعاليه كه بر تشكيك خاص مبتنى مىباشد، مناسب است؛ وگرنه در مراحل بعد، ملاصدرا با پذيرش ديدگاه وحدت شخصى وجود، نظريه «تجلى و تشأن» را كه مولود عرفان اسلامى است، مطرح مىكند و درصدد مدلل كردن يافتههاى عرفانى است. بنابراين ملاصدرا در ابتدا - به دليل رعايت مراتب تعليم - وجود كثرات را در عين وحدت مىپذيرد، ولى بعداً وجود كثرات را به نمود و ظهور تنزل مىدهد. بنابراين با توجه به ديدگاه ملاصدرا درباره وحدت شخصى وجود، وجود ربطى، امكان فقرى، اضافه اشراقيه و انحصار جعل در وجود، وجود معلول، ذاتى در قبال علت نيست، بلكه ذاتش عين ربط و فقر به علت است. 2