31
علي بعض الوجوه». 1
بنابراين، استقلال انسان و استغناى او از خداوند در انجام افعالش، كه اشاعره آن را به معتزله نسبت دادهاند، با منابع خود معتزله همخوانى ندارد و نمىتوان آن را به همه معتزله نسبت داد و عباراتى را هم كه از معتزله نقل شده و موهم تحديد قدرت الهى است، مىتوان با عبارات صريح آنان كه قدرت مطلق الهى و شمول آن را بر افعال بندگان اثبات مىكند، جمع و توجيه كرد.
پس نمىتوان به سادگى معتزله را منكر توحيد افعالى دانست و به نظر مىرسد كه آنان نفياً و اثباتاً به انكار نقش خداوند در اعمال انسان توجه نداشتهاند. بلكه در مقابل نظريه جبرگرايى، با طرح نظريه اختيار از صفت عدالت و حكمت الهى، دفاع عقلانى كردهاند.
گفتار سوم: شيعه اماميه و توحيد افعالى
انديشمندان و عالمان بزرگ شيعى با بهرهگيرى از قرآن كريم و پيروى از پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) توحيد افعالى را به معناى انحصار فاعليت استقلالى به خداوند و وابستگى همه موجودات در فاعليت خود به او و يكتايى و بىنيازى خداوند در افعالش مىدانند. البته آنان براى اجتناب از توالى باطلى كه تفاسير ديگر فرق اسلامى مطرح كردهاند، كوشيدهاند كه تبيين و تفسيرى صحيح از اين حقيقت به دست دهند.
در منابع قدما و متأخرين از متكلمين اماميه عناوينى مانند «توحيد