13اما از آنجايىكه انسان و قواى ادراكى او محدود است، بهناچار از مفاهيم محدود خود براى شناخت و معرفى خداوند بهره مىگيرد و در معرفى صفات و افعال الهى، الفاظ و مفاهيمى را به كار مىبندد كه براى ديگران استفاده مىكند. ولى اين بدان معنا نيست كه شخص موحد از شئون توحيد دست برداشته و به شرك گراييده است.
توحيد، گستره وسيعى دارد و در دو ساحت انديشه و عمل راه مىيابد. ازاينرو انسان موحد بايد در حوزه انديشه و نظر، اعتقاد قطعى به يكتايى خداوند در ذات، صفات و افعال داشته باشد و اگر چنين اعتقادى در اعماق جان او ريشه دواند، اعمال و رفتارش نيز توحيدى و موحدانه مىشود.
از اقسام توحيد كه انسان موحد در حوزه انديشه و نظر بايد اعتقاد قطعى به آن داشته باشد، توحيد افعالى است. از سويى هريك از فرق اسلامى و انديشمندان مسلمان، در بيان حقيقت آن و مسائل مربوطهاش، مانند رابطه توحيد افعالى با نظام علّيت، اختيار انسان، شرور و... ديدگاههاى متفاوتى مطرح كردهاند. در اين نوشتار ضمن گزارش و ارزيابى اجمالى ديدگاه مذاهب اسلامى در اين باره، به ارزيابى ديدگاه فرقه وهابيت نيز خواهيم پرداخت؛ زيرا مبناى بسيارى از تفكرات انحرافى اين جريان، فهم نادرست آنان از اين حقيقت است.
مؤلف
زمستان 1393