129طاعت اهل طاعت را مىداند و آنها را خلق كرده است براى آن. پس هريك عمل مىكنند، به آنچه براى آن خلق شدهاند و هيچ يك از قضا و قدر الهى تعدى نمىكنند. خداوند انجام مىدهد، آنچه را مىخواهد و اگر كسى گمان كند كه خداوند براى بندگان گنهكار خود خير و طاعت را خواسته است ولى بندگان، خود شر و معصيت را خواسته و به آن عمل مىكنند؛ گمان كرده است كه خواست بندگان بر خواست خدا برترى دارد؛ پس هيچ افترايى بزرگتر از اين بر خدا نيست.
در اين كلمات، به روشنى ديده مىشود كه افعال انسان به قضا و قدر الهى نسبت داده شده و براى خود انسان، هيچ نقشى در تحقق افعالش در نظر گرفته نشده است.
همچنين گفته شده: «أن جميع الكائنات مخلوقة لله (جل وعلي) قال تعالي «اَللّٰهُ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» وأفعال العباد كما مر بنا داخلة في عموم خلق الله». 1
اصلىترين انگيزه اهل حديث براى اعتقاد داشتن به جبر، دفاع از توحيد در خالقيت يا همان توحيد افعالى براساس قضا و قدر، علم ازلى خدا و اراده و مشيت ازلى حق تعالى بوده است و آنان بيشتر از آيات و رواياتِ قضا و قدر در اينباره بهره گرفتهاند؛ مانند:
( مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لاٰ فِي أَنْفُسِكُمْ إِلاّٰ فِي كِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِكَ عَلَى اللّٰهِ يَسِيرٌ ) (حديد: 22)