103قضاياى جزئى معرفى مىكند تا مبادا كسى تصور كند كه ديگران نيز از فاعليت سهمى دارند. 1
اگر گفته شود كه در اين راهكار از آنجا كه با انحصار خالقيت و فاعليت در خداوند سبحان، هيچگونه فاعليت طولى يا اعدادى براى غيرخداوند نخواهد بود، و اين مستلزم نفى نظام علّيت از جهان ممكنات و همچنين فروپاشى اين عالم خواهد بود، پاسخ اين است كه رابطه علّيت در سنجش مخلوقات با يكديگر كاملاً برقرار مىباشد، ولى حقيقت علّيت ممكنات همان مظهريت و تشأن است؛ يعنى اشيا در عين اينكه رابطه علّى و معلولى ميانشان برقرار است و قائم به يكديگرند، همه قائم به خداوند بوده و از شئون فاعليت او هستند؛ اين در واقع، ترقيق و تلطيف رابطه علت و معلول است تا سر حدّ تشأن، نه نفى صريح اين رابطه. بر اين اساس، علّت در نظام ممكنات به اين معنا نيست كه ممكن به ممكن ديگر چيزى بدهد؛ همچنان كه علّيت بين خدا و ممكنات نيز به اين معنا نيست كه وجود ممكن مفروغعنه باشد و خدا با اعطاى فيض، آن را به موجود ديگرى تبديل كند. بلكه خداوند اصل وجود آنها را مىآفريند. 2