101اعدادى كمتر از علت طولى است و زمانى كه ما اثرگذارى علل طولى را نيز از خداوند دانستيم، به طريق اولى اثرگذارى علت اعدادى نيز از خداوند است. از اينرو نقش استقلالى نخواهد داشت كه اين ايراد بر آن وارد باشد. البته اگر كسى براى اين علل ميانجى و واسطه، علاوه بر نقش اعدادى در ايجاد معلول نيز نقشى قائل باشد، اشكال فوق وارد خواهد بود.
همچنين گفته شده است كه جمع مبتنى بر علّيت حقيقى و اعدادى را رهبران حكمت متعاليه مانند علامه طباطبايى مطرح كردهاند 1؛ اما اين سخن درست نيست؛ زيرا ملاصدرا اين نظريه را به فلاسفه متقدم نسبت مىدهد و مىگويد:
قد اشتهر من الفلاسفة الأقدمين أن المؤثر في الوجود مطلقا هو الواجب تعالي والفيض كله من عنده وهذه الوسائط كالاعتبارات والشروط التي لا بد منها في أن يصدر الكثرة عنه تعالي فلا دخل لها في الإيجاد بل في الإعداد. 2
توجه به اين نكته نيز خوشايند است كه علّيت اعدادى و علّيت طولى قابل جمع دانسته شده، و شاهد بر اين مدعا نيز رويكرد علامه طباطبايى در نقد اشاعره و معتزله است؛ زيرا ايشان علّيت اعدادى و طولى را در كنار هم و به شكل يك پاسخ و يك نظريه مطرح كردهاند. 3