167با مسلمانان به «دارالحرب» تبديل مىشدند. 1
از آغاز، امت اسلامى به صورت همزمان دو بعد مهم داشت. از يك طرف يك جامعه سياسى بود كه بعدها به دولت و امپراتورى ترقى كرد و از طرف ديگر يك اجتماع دينى بود كه از سوى شخص پيامبر(ص) بنيانگذارى شده و اداره مىشد. پيامبر(ص)، مدلهاى سياسى و نظامهاى قبيلهاى را دستخوش تغيير و تحول وسيع قرار داد و امت را مهمترين ساختار سياسى لحاظ كرد.
در ابتدا دولت و حكومت، همان نهاد دينى بود و مانند امپراتورى روم و كليساى مسيحى - كه هر كدام در حوزه مخصوص خودشان فعاليت مىكردند - دو ساختار جدا از هم نبودند؛ بلكه دين و حكومت در كنار هم قرار داشتند، به گونهاى كه هيچ كدام بدون ديگرى نمىتوانست رشد و ترقى كند. از اين رو، اسلام پايه و بنيان بوده و دولت و حكومت، پاسدار آن؛ در نتيجه اگر پايه و اساس نباشد، امكان فروپاشيدگى وجود دارد و اگر نگهبان و پاسدار نباشد، امكان هلاكت و نابود شدن.
عدهاى از مستشرقان با امعان نظر به آيات قرآن و بررسى تاريخ صدر اسلام كه در آن خود پيامبر(ص) رهبرى دينى و سياسى را بر عهده داشت، به رهبرى واحد امت اسلامى اشاره مىكنند و عقيده بيشتر مسلمانان را به همين شكل مىدانند.
مارژوركلى معتقد است:
پيامبر(ص) به مدت 12 سال از دوران زندگىاش را رهبر امت بوده و