145نمىكردند؛ بنابراين با چهرهاى جديد وارد ميدان شدند و با نام دموكراسى، بدترين نوع استعمار را بر ملتها تحميل كردند و آن استعمار نو بود. در اين شكل از استعمار، تا جايى كه امكان دارد، از تفنگداران و نيروهاى نظامى براى تسلط بر ملتها استفاده نمىشود؛ با بردهگيرى و بردهفروشى مبارزه مىشود؛ حاكمان كشورها افراد خارجى نيستند و تمام آنها بومى و از همان سرزميناند. علاوه بر اين، استعمارگران مدافع استقلال و آزادى ملتها هستند و با مخالفان آزادى مبارزه مىكنند.
در گذشته كشورهايى مىتوانستند با ايثار و فداكارى، حماسههايى از مقاومت بيافرينند و تن به ذلت ندهند و تسليم استعمارگران نشوند، اما استعمار جديد خود را به گونهاى ديگر در صحنه جهانى جلوهگر ساخت؛ بدين معنا كه، با تطميع و فريفتن رهبران ملتها وارد ميدان شد و آنها را تسليم خويش كرد و در اثر خيانت حاكمان خودفروخته، تمام هستى و استقلال ملتها بر باد رفت و به ذلت، خوارى و وابستگى كشيده شدند. 1
اما اين مفهوم، برخى از جنبههاى پديده استعمار را بهدرستى دربر نمىگيرد. درك اين مسئله از سوى امام خمينى(رحمه الله) منجر به بازتعريف مفهوم استكبار و در مقابل آن استضعاف براى اشاره به پديده مورد بحث شد. استكبار از م-اده «كَبُرَ» يا «ك-ِبْ-ر» است كه در لغت به معناى عظمت و بزرگى است 2 و در اصطلاح دينى و قرآنى، كِبر، تكبر و استكبار،